X
تبلیغات
رایتل

تلخ و شیرین

دوشنبه 13 آذر‌ماه سال 1385 ساعت 12:08 ق.ظ

 

 

نگهبان چهار راه،
ّّبیداری شب گذشته را،
آسوده در میانه ی میدان،
به خواب رفته است.
و چراغ،
در حالت احتیاط،
زرد مانده است ...
اینجا،
در این تلاطم پر دود،
ما عابران پیاده،
جواز عبور را،
با گام استوار خویش،
رقم می زنیم ...
گامی که،
گرچه بر سپید و سیاه،
ولی
رو به جلو،
رو به عبور می نهیم.
!!

 

 

نظرات (4)
''ناراحت کننده ترین بخش مراسم تدفین،
رستورانه!''
خیلی جالب بود...
دوشنبه 13 آذر‌ماه سال 1385 ساعت 12:25 ق.ظ
امتیاز: 0 0
+ خزان نوشت http://chayesabz.blogsky.com/
سلام. ممنون از انیمشن که دادی!
راستی کاش اینجا هم پلیس هاش بیدار بودنند و عابرا عبور می کردنند. کاش چراغ قرمز ها دست اونا نبود! کاش...
دوشنبه 13 آذر‌ماه سال 1385 ساعت 12:00 ب.ظ
امتیاز: 0 0

بغض یی که نه فرو میرود
و نه می شکندآسان
مانده ست
چون یلدایِ سردِ سکوت
بر پیکرِ آسمان
ستارگان به قهر رفته اند
تو گوئی چون من سوگوارند
ناگفته نماند
به حسرت و در اندیشه ی شقایقها
یخ زده ست فریاد ، فریاد … ها
و من
بی بهار چشمانت
سرما زده ی
سپیدای بلند زمستان …

سه‌شنبه 14 آذر‌ماه سال 1385 ساعت 11:21 ق.ظ
امتیاز: 0 0
بابا یکم سیاسی... ۱۶ آذرها!
چهارشنبه 15 آذر‌ماه سال 1385 ساعت 04:39 ب.ظ
امتیاز: 0 0
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
نام :
پست الکترونیک : عدم نمایش ایمیل بعد از درج
وب/وبلاگ :