X
تبلیغات
رایتل

تلخ و شیرین

سه‌شنبه 11 اردیبهشت‌ماه سال 1386 ساعت 01:26 ق.ظ

 

دستت را که رها کند،
وهم پدرانت،
آواره ای!
خورشیدت که خاموش شود،
در راه می مانی ...
و وجود بیهوده ات را -بی هیچ ردی از خود بر خود-
جاده فرو می کشد!
چشمانت ارزانی کرمها!
فرجامت را می دانم،
قی تاریخ می شوی..
-چون پدرانت-
که حقیقتت وهم قی شده آنان است٬
زاده جهل!

تا شب نشده،
برگرد!
حقیقت گمشده را بگذار!
لا اقل وهمی دگر آغازکن...

 

 

 

نظرات (0)
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
نام :
پست الکترونیک : عدم نمایش ایمیل بعد از درج
وب/وبلاگ :